سه شنبه نهم آبان 1391

متن سخنراني جناب فرحزاد درباره اثبات جانشینی و فضایل امیرالمومنین علیه السلام و اعمال عيد غدير




به نام خدا و با سلام

متن سخنرانی جناب حجت الاسلام فرحزاد درباره اثبات جانشینی و فضایل امیرالمومنین علیه السلام و اعمال عید غدیر در تاريخ  8/8/91 در برنامه سمت خدا:


سوال – درخصوص اهمیت عید غدیرخم توضیحاتی بفرمایید.

پاسخ – نقش حضرت علی (ع) قطعاً نقشی بی بدیل و بی نظیری بوده است . زمانی که پیامبر اسلام (ص) مبعوث شدند ، چه شخصیتی بوده که حرف اول را می زده و حلال مشکلات بوده است ؟ همه ی کارها و محوریت ها بعد از پیامبر (ص) مختص حضرت علی (ع) بوده است . قطعاً ما معتقد هستیم که پیامبر (ص) اولین شخصیت عالم بوده و از ضروریات دین ما هستند. ما نمی خواهیم احیاناً مقام پیامبر(ص) را پایین بیاوریم . امیرالمومنین (ع) می فرمایند که من شاگرد پیامبر و تربیت شده ی ایشان هستم و هرچه دارم از پیامبر (ص) است . اینکه می گویند ما درباره ی حضرت علی (ع) غلو می کنیم و یا ایشان را بالاتر از پیامبر (ص) می دانیم، یک اتهام است . در اصول کافی آمده که حضرت علی (ع) می فرمایند: اَن عبدٌ من عبید محمد (ص) . من بنده ای از بندگان پیامبر هستم. پیامبر اسلام بعنوان اولین شخصیت عالم هستی می فرمایند : آن کسی که در همه جا و همه وقت بیش از همه من را یاری کرد و مکتب خدا و توحید را به ظهور رساند ،علی (ع) بوده است . تعابیری که در مورد امیرالمومنین (ع) وجود دارد در مورد احدی از اطرافیان پیامبر نیامده است . خوشبختانه اکثر این روایات توسط اهل سنت نقل شده است . پیامبر (ص) فرمودند :علی (ع) از بهترین انسان ها است ، کسی که او را انکار کند در واقع پیامبر را رد کرده و کافر شده و یا ناسپاسی کرده است . آن چه مسلم است چنین فردی در مقابل کلام خدا و پیامبر (ص) ایستاده است . در مورد علی (ع) داریم که علیٌ مع الحق و الحقُ مع العلی ... هم امیرالمومنین (ع) با حق است و هم حق با علی (ع) است. محوریت حق از آن امیرالمومنین (ع) بوده و میزان و سنجش ایشان هستند. هر طرفی که ایشان دور بزند ، حق با او دور خواهد زد . یعنی محال است که علی (ع) از حق جدا شود . تعبیر دیگری که اهل سنت نقل کرده اند این است که علیٌ مع القرآن و القرآن مع العلی . همیشه قرآن با علی (ع) بوده و علی(ع) با قرآن بوده است . قرآن یک صورت لفظی دارد که همین مصحف شریف است و یک تجسم خارجی دارد که وجود نازنین امیرالمومنین (ع) است . وجود پیامبر (ص) و علی (ع) تجسم خلق و خوی قرآنی است . در روایتی داریم که اگر همه ی امت در محبت امیرالمومنین (ع) اتفاق می کردند ، خدا آتش جهنم را خلق نمی کرد . یعنی جهنم برای کسانی است که علی را انکار کرده اند و برتری امیرالمومنین (ع) را نپذیرفته اند و محبت ایشان را در دل و جان خود ندارند. در واقع آتش جهنم برای دشمنان امیرالمومنین (ع) است . در روایت داریم که مأمون از امام هشتم (ع) سوال کردند که حدیثی از جّد شما پیامبر (ص) نقل شده که فرمودند: امیرالمومنین تقسیم کننده ی بهشت و جهنم است ، این روایت چه معنایی دارد ؟ امام رضا (ع) فرمودند : حبهُ و بغضُ . هرکسی که از صمیم دل و باعمل طرفدار امیرالمومنین (ع) است قطعاً به طرف بهشت می رود و طبق روایات نتیجه ی کار او بهشت خواهد بود و هرکسی که فضایل امیرالمومنین (ع) و جایگاهی را که خدا و پیامبر (ص) برای او معین کرده اند قبول نکند خواه ناخواه مسیر او آتش جهنم خواهد بود . طبق صریح قرآن ، سوره ی مبارکه ی مریم (ع)، تمام انسان ها باید در روز قیامت از پل صراط که بر روی جهنم کشیده شده عبور کنند ، هر راهی جواز عبوری دارد ، جواز و گذرنامه ی عبور از پل صراط، حب امیرالمومنین (ع) است . امیرالمومنین (ع) تجسم همه ی خوبی ها ، مظهر آیات و صفات ، جان و باطن پیامبر است . در روایت داریم که خدا روح انبیاء را با محبت امیرالمومنین (ع) آزمایش کرده است ، هرکسی بیشتر ایشان را پذیرفته است درجه ی او بالاتر رفته است . در روایت داریم که اگر انبیاء ولایت امیرالمومنین (ع) که نماینده ی خدا است را قبول نکنند از پل صراط عبورنخواهند کرد . تعبیری که پیامبر ما در خطبه ی غدیر بیان کردند این است که علی(ع) از همه ی شما بیشتر من را یاری کرده است . یک مورخی که مسلمان هم نباشد اگر تاریخ زندگی پیامبر را بررسی کند متوجه خواهد شد . شخصی با خصوصیات پیامبر(ص) و با سن و سال ایشان در مکه ظهور کردند . افرادی ایشان را اذیت و آزار کرده و نفاق به خرج دادند و برخی نیز از روز اول مال و جان و هستی خود را فدا کردند . اول کسی که به پیامبر ایمان آورد و ایشان را یاری کرد امیرالمومنین (ع) بود . کدام شخصیت به جای پیامبر(ص) خوابید و جان ایشان را حفظ کرد؟ کدام شخصیت مانند پروانه در جنگ احد به دور پیامبر(ص) گشت؟ ایشان نود ضربه تیر و نیزه بر بدن خود خرید و خود را بلاگردان جان پیامبر(ص) قرار داد . لافتی الا علی و لا سیف الا ذوالفقار را به همین خاطر جبرئیل در خصوص ایشان گفته است . کدام شخصیت قلعه ی خیبر را فتح کرد ؟ طبق تاریخ ، روز اول پیامبر(ص) ابوبکر را با لشکر و تجهیزات برای فتح خیبر فرستادند . اما ابوبکر گفت: این کار از عهده ی من خارج است . روز دوم عمر را با امکانات و تجهیزات فرستاند . رفت و او گفت از عهده ی ما خارج است . روز سوم پیامبر (ص) فرمودند : من کسی را می فرستم که خدا و پیامبر او را دوست دارد و او هم خدا و پیامبر را دوست دارد ، کرار بوده و غیر فرار است و تا فتح نکند باز نمی گردد . ایشان امیرالمومنین (ع) را صدا کردند و پرچم را دست ایشان دادند . طبق همه ی تواریخ امیرالمومنین (ع)فرمودند : من در قلعه ی خیبر را به قوه ی جسمانی نکندم بلکه به قوه ی ربانی کردم . دری که چهل نفر آن را باز و بسته می کردند ، تکان دادند و از جا در آوردند . کدام شخصیت عمربن عبدود را هلاک کرد؟ زمان پیامبر (ص) حضرت علی جایگاه ویژه ای داشتند . پیامبر فرمودند : علی هم ،از همه بیشتر من را یاری کرده، هم از همه به من نزدیکتر بوده و هم عزیزترین شما بر من است . در خصال شیخ صدوق است که پیامبر (ص) فرمود: یا علی هفتاد فضیلت را خدای متعال بر شما مرحمت کرده که یکی از آنها این است : من در دنیا و آخرت از شما بی نیاز نیستم . در دنیا همه ی کارها در دست تو است و در آخرت نیز به اذن خدا و پیامبر به دست با کفایت تو است . همه ی صفات و قدرت ها را خدا در وجود این بزرگوار قرار داده است . امیرالمومنین (ع) جان ، باطن و روح پیامبر (ص) است . برخی فکر می کنند که پیامبر(ص) فقط در غدیرخم حضرت علی (ع) را معرفی کردند . این اشتباه بزرگی است . پیامبر (ص) از ابتدای مبعوث شدن تا پایان عمر خود زباناً ، قولاً و عملاً در خصوص جانشینی خود حرف زدند . یکی از موارد مهم آن عید غدیر بوده است . همه ی اهل سنت نقل کرده اند که روز اولی که پیامبر(ص) مبعوث شدند اقوام خود را جمع کردند و فرمودند: اولین کسی که به من ایمان بیاورد جانشین من خواهد بود. اولین کسی که ایمان آورد امیرالمومنین (ع) بود. پیامبر اسلام در جای جای زندگی خود و در هر مناسبتی می فرمودند که علی (ع) جانشین من است . این مطلب کراراً در روایات شیعه و سنی آمده است . پیامبری که در حد اعلای عقلانیت و علم قرار داشته و همه چیز را خداوند به او مرحمت کرده ، پیامبری که برای ریزترین مسائل زندگی ما حکم آورده ، امکان داشته که در رابطه با اهم مسائل که مدیریت امت است ، راهکار نشان ندهد ؟ کسی که یک مقدار انصاف داشته باشد به این نتیجه می رسد . قطعاً خداوند و پیامبر (ص) این مسئله را بیان کرده اند . هر فردی آیاتی مانند بلغ ما انزل علیک را مرور کند متوجه مسئله خواهد شد . الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی ... چه پیامی دارد . این بیان که امروز کفار مأیوس شده اند چه معنایی دارد ؟ آیا با یک حکم حلال و حرام کفار مأیوس می شوند ؟ مسلم است که مسئله ی امامت و رهبری بوده است . اصولاً تمام انبیاء جانشین خود را معین کرده اند . در روایات و تاریخ این مسئله آمده است . چطور ممکن است پیامبر ما که خاتم الانبیاء است جانشین تعیین نکرده باشد؟ آیا امکان دارد پیامبر خاتم الانبیاء، این امت عظیم را بدون راهکار و جانشین تا روز قیامت رها کرده باشد ؟ به افرادی که معتقد هستند پیامبر جانشین مشخص نکرده است باید گفت به نظر شما اگر قرار بود پیامبر جانشین انتخاب کند چه کاری انجام می داد ؟ از چه واژه و لغتی استفاده می کرد؟ امروزه یک مدیر مدرسه ی خود را به حال خود رها نمی کند . مسلم است که یک پدر و مادر هنگام رفتن به مسافرت فرزندان خود را به یک نفر می سپارند . تمام واژه ها و کلماتی که پیامبر (ص) می توانست در هنگام تعیین جانشین از آنها استفاده کند در منابع اهل سنت موجود است . این واژه ها حدود بیست عدد هستند . بارها پیامبرفرموده بودند که امیرالمومنین علی (ع) سلام بدهید . علی (ع) امیر و سرپرست مومنان است. کلمه ی امام ، قائد ، ولی ، مولا، نفسی را می توان نام برد . پیامبر می فرمودند : علی نفس و جان من است . انت منی به منزلة هارون من موسی . هارون برادر و جانشین و وصی حضرت موسی بوده است . در کلیه ی تواریخ آمده است که پیامبر (ص) زمانی که به مسافرت می رفتند جانشین مشخص می کردند . آیا امکان دارد پیامبر (ص) بعد از خود امت را رها کند ؟ کلمه اخی ، وصی ، صاحبی ، باب علمی را می توان نام برد . ان مدینة علمی و علی بابها. امکان ندارد کسی بتواند به علومی که در وجود پیامبر است دست پیدا کند مگر از طریق امیرالمومنین (ع). ما با تعصب و عناد مخالف هستیم و از روی تعصب صحبت نمی کنیم . اگر کسی بتواند یک کتاب مانند نهج البلاغه که یادگار امیرالمومنین است را بیاورد ما به او ایمان می آوریم . چه کسی جز مولی که باب علم پیامبر است می تواند چنین خطبه های غرّایی بخواند؟ نهج البلاغه بخشی از خطبه های امیرالمومنین است . فردی از امیرالمومنین (ع) سوال کرد که معنای عدل و توحید چیست ؟ فرمود: توحید این است که از وهم و خیال بیرون آمده و خدا را با هیچ وهم و خیالی مقایسه نکنید . عدل هم به این معنا است که خدا را بخاطر کمبود ها متهم نکنید ، خدا عادل است. امیرالمومنین در جلسه ای سوال کردند که بیشترین چیزی که در حروف و کلمات استعمال می شود چیست ؟ گفتند: نقطه است . حضرت سریعاً بلند شدند و خطبه ای خواندند که نقطه نداشت . اگر شما بخواهید شعری را بدون نقطه بسرایید مدت ها باید فکر کنید . در جای دیگر حضرت پرسیدند: بیشترین چیزی که در حروف و کلمات استعمال می شود چیست ؟ گفتند: الف و حمزه است . حضرت خطبه ای بدون الف و حمزه خواندند . هرکسی این کار را فی البداهه انجام دهد ما می توانیم به او ایمان بیاوریم . پیامبر در خصوص آن حضرت فرمودند : بالاترین قضاوت کننده ی شما است . قاضی باید بالاترین عدالت ، علم و شجاعت را داشته باشد . از خلیل ابن احمد نحوی سوال کردند که چرا شما شیعه شدید ؟ او گفت :بخاطر اینکه تمام امت به او احتیاج داشتند و او به هیچکدام از امت احتیاج نداشت (غیر از پیامبر) دلیلی است برای این که ایشان امام کل است . چه در زمان پیامبر که همه ی افراد به پیامبر مراجعه می کردند و پیامبر نیز افراد را به امیرالمومنین (ع) ارجاع می دادند . بعد از پیامبر (ص) نیز حتی خلفا در مسائل مختلف به ایشان مراجعه می کردند . برخی از افراد فکر می کنند خطبه ی غدیر فقط من کنت مولی و هذا علی مولی است. در حالی که این خطبه بسیار مفصل است . حدود سیصد نفر از علمای اهل سنت این خطبه را نقل کرده اند . کتابی به نام غدیر زلال وحی در قم چاپ شده است . خطبه ی حضرت رسول در غدیر را با سندهای آن و چند بار ویراستاری کامل در این کتاب آورده شده است. مجمع عاشقان بقیع این کتاب را چاپ کرده اند . این کتاب باید در میلیون ها نسخه چاپ شده و به تمام دنیا صادر شود . خطبه ی غدیر حدود بیست و دو یا بیست و سه صفحه است .

سوال – درخصوص آیات نوزده تا بیست وهفت سوره ی انعام توضیح بفرمایید.

پاسخ – خیلی خوب است که این مسئله یک سنت شود و همانطور که برای پیامبر(ص) صلوات می فرستیم ، برای حضرت علی (ع) نیز صلوات بفرستیم . پیامبر(ص) فرمودند : نزدیک ترین افراد به من کسانی هستند که بیشتر بر محمد و آل محمد صلوات می فرستند . در آیه ی بیستم این سوره ی مبارکه خداوند متعال می فرماید: زمانی که پیامبر خدا مبعوث شدند ، یهود و نصاری دقیقاً ایشان را می شناختند .( تمام اخلاق ، روحیات و شمایل ایشان در تورات و انجیل بوده است . ) در تورات و انجیل فعلی نیز موجود است و فقط یک مقدار دستکاری شده است . این افراد پیامبر (ص) را می شناختند اما مسائلی باعث می شد که آن را بیان نکنند. خداوند متعال می فرماید: کسانی که اهل کتاب هستند پیامبر را می شناختند همانطور که فرزندان خود را می شناختند . ولی حب جاه و مقام و ریاست باعث شد که این افراد ایمان نیاورده و به خود خسارت وارد کنند . حب جاه و مقام و تعصبات انسان را از حقانیت دور می کند . چه بسا افرادی هستند که در دل خود مسئله ای را قبول دارند ولی این کافی نیست باید اقرار کنند . اگر انسان در کنار معرفت اقرار نکند به خود خسارت وارد کرده است .

سوال – چکار کنیم که عید غدیر امسال خاطره ای خوش و بیاد ماندنی برای همه ی ما باشد؟

پاسخ – الان یک ورزشکار ، هنرپیشه و غیره در دنیا بیشتر از حضرت علی (ع) شناخته شده است . مردم دروازه بان تیم فوتبال فلان تیم را می شناسند ولی علی ابی طالب را نمی شناسند. آن حضرت در دنیا مظلوم است و ما ایشان را به دنیا معرفی نکرده ایم . در کشورهای اسلامی با غدیر آشنایی ندارند . باید کاری کنیم که فضایل آن حضرت و غدیر جاودانه شود . مبلغان و کسانی که کار فرهنگی می کنند باید کاری کنند که پیام غدیر به دنیا برسد . روز غدیر مانند عاشورا باید فراگیر و جهانی باشد . همانطور که در دهه ی عاشورا شیعیان عالم بسیج می شوند تا امام حسین (ع) را معرفی کنند ، در جهت شادی و جشن روز غدیر نیز باید همین کار را بکنند . اگر ما غدیر را جا بیندازیم تمام مشکلات حل می شود . مدیریت جهان با غدیر و آمدن امام زمان (ع) درست می شود . در جای جای خطبه ی غدیر پیامبر (ص) ما را به امامان و همینطور امام زمان (ع) سفارش کرده اند. ما باید جشن غدیر را احیاء کنیم . یکی از چیزهایی که در روز عید غدیر بسیار زیاد به آن سفارش شده اطعام دادن است . در وسایل آمده که اگر کسی در این باره قرض کند حضرت امیر (ع) ضمانت داده اند که قرض او ادا می شود. در روایت است که اگر کسی در روز غدیر یک نفر را اطعام بدهد ، گویی صد و بیست و چهار هزار پیامبر ، شهید و صدیق را اطعام داده است . چه خوب است که خانم ها شوهران خود را به اطعام و عیدی دادن در این روز وادار کنند . ما معمولاً در طول سال هدایایی را برای خانواده ی خود می گیریم ، چه خوب است که این کار را در روز عید غدیر انجام بدهیم . با این کار بذر محبت به ولایت را در دل فرزندان خود می کاریم . امام هشتم (ع) فرمود : والله اگر مردم عظمت عید غدیر را درک می کردند ، ملائکه روزی ده بار با آنها مصافحه می کردند . در طول سال بهترین ایامی که خداوند عفو عمومی داده و انسان را از آتش جهنم آزاد می کند مربوط به ایام شب قدر و ماه رمضان است . امام هشتم (ع) فرمود : خدا به برکت روز غدیر دو برابر ماه رمضان ، عید فطر و جمعه بندگان خود را از آتش جهنم آزاد می کند . هیچ سند و مدرکی پیدا نشده که افراد سید باید عیدی بدهند . همه ی افراد از زن و مرد و بزرگ و کوچک باید عیدی بدهند . آیت الله قاضی استاد آیت الله بهجت بودند . یکی از شاگردان ایشان می گفت : آیت الله قاضی به قدری مشکل مالی داشتند که فرموده بودند، گرفتاری و مشکل من در دنیا و آخرت همین فقری است که من دارم . ولی در ایام عید غدیر قرض می کردند ، جشن گرفته و عیدی می دادند . مرحوم آیت الله بهجت دو روز اطعام می دادند. اطعام افراد در این روز بذر محبت در دل افراد می کارد . کسی که این کار را انجام دهد ، برکت ، وسعت رزق پیدا کرده وبلا از او دفع می شود . هرچیزی که ما داریم به برکت روز غدیر و مولا امیرالمومنین (ع) است . امام هشتم (ع) فرمودند : روز غدیر روزی است که دل هر زن و مرد مومنی را شاد می کند . روزه گرفتن در این روز بسیار سفارش شده است . زیارت حضرت امیر در این روز ثواب زیادی دارد . روز عید غدیر یوم الفرح نامگذاری شده است . باید افراد در این روز هرکاری را برای شاد کردن دل ها انجام دهند . ریشه ی تمام حقایق و احکام در دین ما به روز غدیر باز می گردد . اگر سرچشمه محکم باشد تمام انشعبات دیگر درست می شود .

سوال – چه اعمالی را می توان در روز عید غدیر انجام داد ؟

پاسخ – در مفاتیح به طور مفصل اعمال روز عید غدیر نوشته شده است . روزه گرفتن در این روز معادل شصت سال عبادت است. عقد اخوت در این روز خیلی خوب است . باید افراد خطبه ی غدیر را مرور کنند . مرحوم آقای دولابی فرمودند که مادر من گفت وقتی که من ازدواج کردم یک خانم علویه ای به در منزل ما آمد و هیزم می خواست . من چون عروس تازه ی آن خانواده بودم از بزرگترها اجازه نداشتم که این کار را انجام دهم . خواستم از جاری خود اجازه بگیرم ، دیدم که در حال نماز است . صبر کردم تا نماز ایشان تمام شود . زمانی که بازگشتم دیدم که آن خانم علویه رفته است . زمانی که پدر ما به خانه آمد ، مادر جریان را برای ایشان تعریف کرد . پدرم خیلی ناراحت شدند ، شخصاً هیزم ها را جمع کردند و به در خانه ی علویه بردند . همان شب خواب دید که اهل خانه همگی برای زیارت به کربلا رفته اند . زمانی که بیدار شد به خود گفت که الان امکان رفتن به زیارت کربلا نیست پس این خواب چه معنایی دارد . چند وقتی نگذشت که یک عده نزد ایشان آمدند و گفتند که راه کربلا باز شده و و شما را هم دعوت کرده اند . به برکت خدمتی که به آن علویه کرده بودند تمام اهل خانه کربلایی شدند. اطعام و عیدی دادن در روز غدیر نباید فراموش نشود . کتابی به نام مدرسه ی سبز غدیر توسط آقای مجید حیدری فر نوشته شده است . افتخار همه ی امامان ما به امیرالمومنین (ع) بوده و امام حسن و امام حسین (ع) و حضرت زهرا فدایی ایشان بوده اند . امام حسین (ع) در روز عاشورا فرمودند : من بخاطر پدرم امیرالمومنین (ع) شهید می شوم.

منبع

http://ch3.ir/samtekhoda/index.php?

option=com_content&view=article&id=984:910808&catid=43:farahzadi&Itemid=300


اعمال عید غدیر و شرافت این روز+دانلود کتاب دراثبات حقانیت امیرالمومنین صلوات الله علیه و پاسخ به شبهات


برچسب‌ها: اثبات جانشینی و فضایل امیرالمومنین علیه السلام و
نوشته شده توسط غریق بحر معاصی در 16:59 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه سی ام شهریور 1391

جلد دوم كتاب داستانها و سخنان معنوی به همراه جلد اول كه ويرايش شده در سال 93

ا سلام و عرض ادب
از اینکه دیربه دیر وبلاگ راآپدیت میکنم ونمی تونم به سوالات و نظراتتون جواب بدم عذرمیخوام.البته یه چندتائی را در پست مربوط جواب دادم.
با خبرشدیم که جلد دوم کتاب داستانها و سخنان معنوی هم منتشرشده همچنین به جلد اول کتاب مطالب زیادی اضافه شده.حتما جلد اول راهم دوباره ببینید
دو جلد کتاب داستانها و سخنان معنوی را از لینک زیر دانلود کنید  ودر وبلاگها ،سایتها گروپ ها هم انتشار بدید:
http://hagh110.persiangig.com/dastanha%26sokhanan%20manavi.7z
بعضی از عناوین این دوجلد : کراماتی از امام علی و حضرت زهرا سلام الله علیهما،اخلاص رمز پيشرفت در معنويات و قرب الي الله،اثرات منفي پرحرفي،پيغام علي عليه السلام به شيخ،ملاقات با امام زمان صلوات الله عليه ومقام مراجع تقليد مُهَذب،آرام بخش قلب اشرف مخلوقات در شب معراج، صداي شاه ولايت اميرالمؤمنين بود،اميرالمومنين به شاعر مخلص 2 بار قنديل حرم را هديه دادند دادند،ختمی که امام زمان صلوات الله علیه برای توسل به بانوی دوعالم یاد دادند،داستانهائی از دختران فریب خورده ،امام رضا صلوات الله علیه را به حق مادرشان قسم داد و از عذاب برزخی نجات پیداکرد،بی وضو نام علی  علیه السلام  را نمی برد،راهکارهایی برای افراد مجردی که در ازدواج مشکل دارند خصوص دختران بی شوهر،لطف حضرت زهرا سلام الله علیها و نجات عالم شیعه با طی الارض،زنده شدن گاو مرده با اسم اعظم علی،مکاشفه آیت الله گاپایگانی و چشم پوشی از دیدن حورالعین های عریان،زنده شدن کبوتر به دعای ولی خدا،روایات جذاب و شگفت ازحيای خدا وند متعال و پیامبران ومعصومین،داستانهای زیاد درمورد اولیای خدا و سخنان عرفا و اساتیداخلاق معاصر،داستان کسي که دو جن را تسخير کرده بود و يک مرد خدا راتهديد ميکرد، ،با توسل از امام زاده طي الارض گرفتند،
چگونه باجنیان آزارگر باید مقابله کرد و داستان جوان آوازه خوانی  که هر روز از جنیان کتک میخورد ، 
شیعه شدن انیشتین و ارتباط او با مراجع درباره بمب اتم،نسخه  گیاهی ساده و بسیار ارزان برای باز کردن رگهای قلب.
نماز مجربی که اگر مصلحت نباشد شخص، به حاجت برسد، موفق نمیشود درست این نماز را با شرایطش بخواند !استمداد پیامبران ادیان قبل از امیرالمومنین علیه السلام،دختر سنی که درشب اول قبر مادرش در کنار او ماند وماجرای سوال نکیر ومنکر و عذاب مادرش را دید و به همراه تمام طایفه خود شیعه شدند.
  معجزه وعنایت امام علی عليه السلام  به علامۀ جعفری،صحبت خورشيد وامام على  ،اثبات اینکه مقام امامت، رفیع­ترین مقام معنوی است ، حیای پیامبر:من بي‌وضو از علي صحبت نمي‌كنم،
امام رضا را بعد ازاينکه فوت کرد وعذاب شد قسمي داد واز عذاب نجات يافت ، کمک امیر المومنین عليه السلام به پیرمرد سنی که در عالم برزخ به امام متوسل شده بود،مقام علی علیه السلام در بهشت، گوشه‌ای از فضایل امام علی(ع) در قرآن وروایات،
سخنان عرفا واساتید اخلاق و تزکیه نفس معاصر،آیا اگر دل پاک باشد ولی اهل عبادت نباشیم و گناه کنیم، گناه به ما ضرری میزند و مورد غضب خدا واقع می شویم؟؟
آموزش طب سنتي بطور فشرده،آموزش مزاجشناسی پیشرفته ،انبوهي داستان در مورد متوسلان و الطاف ائمه به آنها  داستانها وسخنانی از عرفا و اولياي معاصر سير و سلوك،خلع بدن یا خارج کردن روح از بدن،صدائی از عالم ارواح،
دیدن نور صلوات ،اميد به اسباب و ملك موكل ،حضرت زهرا سلام الله علیها او را شفا داد و او باخانوده اش مسلمان شدند.امام محمّد باقر عليه السلام فرمود: هرآينه واجب شده است طاعت آن معظّمه{حضرت زهراسلام الله  علیها} بر همه آن کساني که خدا آفريده است از جن و انس و پرندگان و چهارپايان و پيغمبران و ملائکه،داستان كسي كه دو جن را تسخير كرده بود و مرحوم حامد را با جن تهديد میكرد،شاه کلید ملاقات با امام زمان علیھ السلام چیست ؟مگرحسن(علیه السلام) پسر من نيست؟چرا يادى از حسنم نمى كنيد؟ حسنم غريب است،حسنم مظلوم است.تاثیر آشی که حضرت زهرا سلام الله علیه به سید بحرالعلوم دادند،مقام بی نظیر حضرت صدیقه طاهره در روایت شیعه وسنی،ذکر مجربی برای توسل،بعضي از دستورات جناب آيت الله بهجت رضوان الله تعالی علیه برا ي شفا ي مريض،درجلد دوم مفصل درمورد راحت روزه گرفتن درتابستان بحث شده.
 نسخه های متعدد برای درمان آلزایمر از طب اهلبیت،درمان ديوانگي و جنون- درمان جانبازان اعصاب و روان داراي بيماري سندرم موج انفجار(موجي)- توهم- ماليخوليا- اسكيزوفرني- وسواس شديد- بهجت عصبي  درمان قطعی MS با طب اهل بیت
نسخه های فوق العاده ساده و موثر برای لاغری، درمان سنگ کلیه وکلیه سنگ ساز،برای پاکسازی کلیه ازنمک وسموم،درمان کسانی که لختگی خون دارند و آسپرین مصرف مینماید نسخۀ بسیار عالی  درمان و بهبودی سریع درد معده و نفخ .نسخه عالی وفوری برای برطرف کردن جوش صورت،نسخه بسیار موثر وسریع درمان گلو درد وسرفه.نسخه های مجرب ، آسان وبدون عوارض برای درمان  بیماریها و ناتوانی های  جنسی
لطفا شما هم اين را در سايت یا وبلاگ خود یا در دیگر سایتها انتشار بدید و بگذاريد تا همه ببينند و خود را دراجر آن شريك كنيد.


برچسب‌ها: داستانها و سخنان معنوی, درمان قطعی MS با طب اهل بیت, ختم, درمان سنگ کلیه وکلیه سنگ ساز
نوشته شده توسط غریق بحر معاصی در 16:54 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390

دانلود کتاب داستانها و سخنان معنوی



 دانلود کتاب داستانها و سخنان معنوی
به نام خدا وبا سلام 

شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها را به امام زمان علیه السلام و همه محبان آن حضرت تسلیت عرض میکنم.

این کتاب را مدتی پیش یکی از بازدید کنندگان وبلاگ در قسمت نظرات  معرفی کردند که مطالب اون مقداریش از همین وبلاگ به اضافه داستانها و سخنان اولیا و علما  است که خیلی جالب است حتما مطالعه کنید متن زیر  از تهیه کننده این کتاب است که در  قسمت نظرات  درج شده بود:
با سلام
کتاب داستانها و سخنان معنوی شامل:
سخنان وداستانهائی ازاولیا ءالله و عرفای معاصر
داستانهائي در مورد جن،خلع بدن يا خارج کردن روح از بدن،مکالمه  با موکل اسم یا وهاب ، تسخير جن ،نور صلوات ،صدائي از عالم ارواح
خواص بعضی سورهای قرانی ، روشهائی  بسیار مجرب برای باز شدن بخت دختران، توصیه های پزشکی،  سخنانی عجیب و روح افزای بزرگان در مورد مقام بی نظیر حضرت زهرا سلام الله علیها،چگونه  دین خود را از فتنه های  دوران غیبت امام  زمان علیهم السلام محفوظ بداریم، و...
لطفا شما هم  تا می تونید در سایتها و وبلاگهای مختلف این متن را قرار بدید ، به دوستانتان ایمیل کنید  در انجمن های گفتگو و گروپهای یاهو و گوگل منتشر کنید تا همه مطالعه کنند و شما هم در ثواب عظیم این کار شریک بشوید.چه اشکالی داره یک توشه ای هم با این کار ساده برای قبر و قیامت خود فراهم کنید خوبه درجاهای دیگه هم آپلود کنید

این هم دو لینک برای دانلود کتاب:
http://hagh110.persiangig.com/dastanha%26sokhanan%20manavi.7z

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سر السمتودع فیها بعدد ما احاط به علمک


در ضمن براي كپي برداري از وبلاگ بايدjava script غير فعال بشه در مرورگر تون چون
قبلا یک کد گذاشتم برای اینکه راست کیلیک و کپی ممنوع شه توی قالب وبلاگ الان هرچی  میگردم پیداش نمیکنم قالب را هم کلاً چند بار عوض کردم ولی باز هم همانطوری است اگر کسی راهی بلده بگه تا کد  را را حذف کنیم و بتونید راحت کپی کنید.اما برای کپی کردن همونطور که قبلا نوشتم (لینکش سمت راست وبلاگ است)باید جاوا اسکریت مرورگر تون غیر فعال بشه
در مرورگر اپرا F12 را فشار بدید از منوی باز شده تیک       Enable java script
در هر مرورگري اينكار بشه راحت مي تونید مطالب را کپی کنید.

نوشته شده توسط غریق بحر معاصی در 16:37 |  لینک ثابت   • 

جمعه یکم بهمن 1389

مجالس روضه شبهای ماه صفر و سخنرانی آیت الله شوشتری و دیگر اولیاء الله

مجالس روضه  شبهای ماه صفر و سخنرانی  آیت الله شوشتری و دیگر اولیاء الله

به نام خدا و با سلام و عرض تسلیت ایام عزای اهل بیت علیهم السلام به همه محبان شان. از آنجا که بعضی دوستان خواستاربودند تا در در مجالس سخنرانی آیت الله شوشتری حفظه الله تعالی شرکت داشته باشند . به اطلاع میرسانم که مجلسی به شرح زیر برقرار خواهد شد ان شاءالله تعالی البته اگر حالشون خوب باشه ، دوستان برای سلامتی این مرد خدا دعا کنید چند سالی هست که کسالت دارند:

دهه اخر ماه صفر هر شب ساعت 19/30 سخنرانی آیت الله شوشتری
خیابان  سعادت آباد، مقابل تکیه بابا رکن الدین (رضوان الله تعالی علیه) حسینیه همدانیان
در ضمن جناب حجت الاسلام گنجی از شاگردان مرحوم بها الدینی و مرحوم شیخ عبدالکریم حامد در دهه سوم بلافاصله بعد از نماز عشا تا حدود ساعت18/45 در حسینیه جوادالائمه واقع در چهار راه شکر شکن سخنرانی خواهند داشت ان شاءالله تعالی. الان هم حضرت ایت الله توکل حفظه الله تعالی  استاد اخلاق  حوزه علمیه قم در این مکان شبها سخنرانی میکنند.
نوشته شده توسط غریق بحر معاصی در 16:40 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و یکم آذر 1389

در بيان ثواب بكاء ( گریه و اشک )و گفتن و خواندن مرثيه و اقامه مجلس عزاء براى امام حسین علیه السلام

 به نام خدا وبا سلام
مطلب زیر تمامش از کتاب منتهی الامال محدث بزرگ شیخ عباس قمی است از لحاظ صحت روایات  موردی نداره:

 در بيان ثواب بكاء ( گریه و اشک )و گفتن و خواندن مرثيه و اقامه مجلس عزاء براى امام حسین علیه السلام
شيخ جليل كامل جعفر بن قولويه در (كامل )از ابن خارجه روايت كرده است كه گفت : روزى در خدمت حضرت صادق عليه السّلام بوديم و جناب امام حسين عليه السّلام را ياد كرديم حضرت بسيار گريست و ما گريستيم ، پس حضرت سر برداشت و فرمود كه امام حسين عليه السّلام مى فرمود: كه منم كشته گريه و زارى ، هيچ مؤ منى مرا ياد نمى كند مگر آنكه گريان مى گردد.
ونيز روايت كرده است كه هيچ روزى حسين بن علىّ عليه السّلام نزد جناب صادق عليه السّلام مذكور نمى شد كه كسى آن حضرت را تا شب متبسّم بيند و در تمام آن روز محزون و گريان بود و مى فرمود كه جناب امام حسين عليه السّلام سبب گريه هر مؤ من است .
و شيخ طوسى و مفيد از ابان بن تغلب روايت كرده اند كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود كه نَفَسِ آن كسى كه به جهت مظلوميّت ما مهموم باشد تسبيح است ، و اندوه او عبادت و پوشيدن اسرار ما از بيگانگان در راه خدا جهاد است .
آنگاه فرمود كه واجب مى كند اين حديث به آب طلا نوشته شود.
و به سندهاى معتبره بسيار از ابو عماره مُنْشِد(يعنى شعر خوان )روايت كرده اند كه گفت : روزى به خدمت جناب صادق عليه السّلام رفتم حضرت فرمود كه شعرى چند در مرثيه حسين عليه السّلام بخوان ، چون شروع كردم به خواندن حضرت گريان شد و من مرثيه مى خواندم و حضرت مى گريست تا آنكه صداى گريه از خانه آن حضرت بلند شد.
و به روايت ديگر حضرت فرمود: به آن روشى كه در پيش خود مى خوانيد و نوحه مى كنيد بخوان ، چون خواندم حضرت بسيار گريست و صداى گريه زنان آن حضرت نيز از پشت پرده بلند شد، چون فارق شدم حضرت فرمود كه هر كه شعرى در مرثيه حضرت حسين عليه السّلام بخواند و پنجاه كس را بگرياند بهشت او را واجب گردد. و هر كه سى كس را بگرياند بهشت او را واحب گردد. و هر كه بيست كس ‍ را و هر كه ده كس را و هر كه پنج كس را. و هر كه يك كس را بگرياند بهشت او را واجب گردد.و هر كه مرثيه بخواند و خود بگريد بهشت او را واجب گردد. و هر كه او را گريه نيايد پس تَباكى كند بهشت او را واجب گردد.
و شيخ كَشّى رحمه اللّه از زيد شحّام روايت كرده است كه من با جماعتى از اهل كوفه در خدمت حضرت صادق عليه السّلام بوديم كه جعفر بن عفّان وارد شد حضرت او را اكرام فرمود و نزديك خود او را نشانيد، پس ‍ فرمود: يا جعفر! عرض كرد: لَبّيك خدا مرا فداى تو گرداند، حضرت فرمود: بَلَغَنى انّكَ تَقُولُ الشِعْر فى الْحُسَيْنِ وَ تَجيدُ؛ به من رسيد كه تو در مرثيه حسين عليه السّلام شعر مى گوئى و نيكو مى گوئى ، عرض كرد: بلى فداى تو شوم ، فرمود كه پس بخوان . چون جعفر مرثيه خواند حضرت و حاضرين مجلس ‍ گريستند و حضرت آن قدر گريست كه اشك چشم مباركش بر محاسن شريفش جارى شد.
پس فرمود: به خدا سوگند كه ملائكه مقربّان در اينجا حاضر شدند و مرثيه تو را براى حسين عليه السّلام شنيدند و زياده از آنچه ما گريستيم گريستند. و به تحقيق كه حقّ تعالى در همين ساعت بهشت را با تمام نعمتهاى آن از براى تو واجب گردانيد و گناهان ترا آمرزيد. پس فرمود: اى جعفر! مى خواهى كه زيادتر بگويم ؟ گفت : بلى اى سيّد من ، فرمود كه هر كه در مرثيه حسين عليه السّلام شعرى بگويد وبگريد و بگرياند البتّه حقّ تعالى بهشت را براى او واجب گرداند و بيامرزد او را.
حامى حوزه اسلام سيّد اجلّ ميرحامد حسين طاب ثراه در (عبقات ) از (معاهدالتّنصيص ) نقل كرده كه محمّد بن سهل صاحب كُمَيْت گفت كه من و كميت داخل شديم بر حضرت صادق عليه السّلام در ايّام تشريق كميت گفت : فدايت شوم اذن مى دهى كه در محضر شما چند شعر بخوانم ؟ فرمود: اين ايّام شريفه خواندن شعر، عرضه داشت كه اين اشعار در حقّ شما است ؛ فرمود:بخوان و حضرت فرستاد بعض اهلبيتش را حاضر كردند كه آنها هم استماع كنند، پس كميت اشعار خويش بخواند و حاضرين گريه بسيار كردند تا به اين شعر رسيد
شعر : يُصيبُ بِهِ الرّامُونَ عَنْ قَوْسِ غَيْرهِم
فَيا اَّخِراً اَسْدى لَهُ الْغَىَّ اَوَّلَهُ

حضرت دستهاى خود را بلند كرد و گفت :
اَلّلهُمَ اْغفِرْ لِلْكُمَيْتِ وَ ما قَدَّمَ وَ ما اَخَّرَ وَما اَسَرَّ وَ ما اَعْلَنَ وَ اَعْطِهِ حَتّى يَرْضى.
و شيخ صدوق رحمه اللّه در (امالى ) از ابراهيم بن ابى المحمود روايت كرده كه حضرت امام رضا عليه السّلام فرمودند: همانا ماه محرّم ماهى بود كه اهل جاهليّت قتال در آن ماه را حرام مى دانستند و اين امّت جفا كار خونهاى ما را در آن ماه حلال دانستند و هتك حرمت ما كردند و زنان و فرزندان ما را در آن ماه اسير كردند و آتش در خيمه هاى ما افروختند و اموال مارا غارت كردند و حرمت حضرت رسالت صلى اللّه عليه و آله و سلّم را در حقّ ما رعايت نكردند، همانا مصيبت روز شهادت حسين عليه السّلام ديده هاى ما را مجروح گردانيده است و اشك ما را جارى كرده و عزيز ما را ذليل گردانيده است و زمين كربلا مُوَرِث كرب و بلاء ما گرديد تا روز قيامت ، پس بر مثل حسين بايد بگريند گريه كنندگان ، همانا گريه بر آن حضرت فرو مى ريزد گناهان بزرگ را.
پس حضرت فرمود كه پدرم چون ماه محرّم داخل مى شد كسى آن حضرت را خندان نمى ديد و اندوه و حزن پيوسته بر او غالب مى شد تا عاشر محرّم چون روز عاشورا مى شد روز مصيبت و حزن و گريه او بود و مى فرمود:امروز روزى است كه حسين عليه السّلام شهيد شده است.
و ايضاً شيخ صدوق از آن حضرت روايت كرده كه هر كه ترك كند سعى در حوائج خود را در روز عاشورا، حقّ تعالى حوائج دنيا و آخرت او را بر آورد و هر كه روز عاشورا روز مصيبت و اندوه وگريه او باشد، حق تعالى روز قيامت را روز شادى و سرور او گرداند و ديده اش در بهشت به ما روشن باشد و هر كه روز عاشورا را روز بركت شمارد و براى بركت آذوقه در آن روز در خانه ذخيره كند، بركت نيابد در آنچه ذخيره كرده است و خدا او را در روز قيامت با يزيد و عبيداللّه بن زياد و عمر بن سعد - لعنهم اللّه - دراسفل درك جهنم محشور گرداند.
و ايضاً به سند معتبر از ريان بن شبيب - كه خال معتصم خليفه عبّاسى بوده است - روايت كرده كه گفت : در روز اوّل مُحَرّم به خدمت حضرت امام رضا عليه السّلام رفتم ، فرمود كه اى پسر شبيب آيا روزه اى ؟ گفتم : نه ، فرمود كه اين روزى است كه حقّ تعالى دعاى حضرت زكرّيا رامستجاب فرمود دروقتى كه از حقّ تعالى فرزند طلبيد وملائكه اورا ندا كردند در محراب كه خدا بشارت مى دهد تو را به يحيى ،پس هر كه اين روز را روزه دارد دُعاى او مستجاب گردد چنانكه دعاى زكرّيامستجاب گرديد.
پس فرمود كه اى پسر شبيب !محرّم ماهى بودكه اهل جاهليّت درزمان گذشته ظلم وقتال رادراين ماه حرام مى دانستند براى حرمت اين ماه ، پس ‍ اين امّت حرمت اين ماه را نشناختند و حُرمت پيغمبر خود را ندانستند، و در اين ماه با ذريّت پيغمبر خود قتال كردند و زنان ايشان را اسير نمودند و اموال ايشان را به غارت بردند پس خدا نيامرزد ايشان را هرگز!.
اى پسر شبيب ! اگر گريه مى كنى براى چيزى ، پس گريه كن براى حسين بْن على عليهماالسّلام كه او را مانند گوسفند ذبح كردند و او را باهيجده نفر ازاهل بيت او شهيد كردند كه هيچ يك را در روى زمين شبيه ومانندى نبود. وبه تحقيق كه گريستند براى شهادت او آسمانهاى هفتگانه وزمينهاو به تحقيق كه چهار هزار ملك براى نصرت آن حضرت از آسمان فرود آمدند چون به زمين رسيدند آن حضرت شهيد شده بود.
پس ايشان پيوسته نزد قبر آن حضرت هستند ژوليده مو گردآلود تاوقتى كه حضرت قائم آل محمّد صلى اللّه عليه و آله و سلّم ظاهر شود، پس ‍ ازياوران آن حضرت خواهند بود ودروقت جنگ شعار ايشان اين كلمه خواهد بود: يا لَثاراتِ الْحُسَيْن عليه السّلام .
اى پسر شبيب ! خبر داد مرا پدرم ازپدرش از جدّش كه چون جدّم حسين عليه السّلام كشته شد آسمان خون و خاك سرخ باريد؛ اى پسر شبيب ! اگر گريه كنى برحسين عليه السّلام تا آب ديده تو برروى تو جارى شود، حقّ تعالى جميع گناهان صغيره و كبيره ترا بيامرزد خواه اندك باشد وخواه بسيار.
اى پسر شبيب !اگر خواهى خدا را ملاقات كنى و هيچ گناهى برتو نباشد پس زيارت كن امام حسين عليه السّلام را. اى پسرشبيب !اگر خواهى كه در غرفه عاليه بهشت ساكن شوى با رسول خداوائمه طاهرين عليهماالسّلام پس لعنت كن قاتلان حسين عليه السّلام را. اى پسر شبيب !اگر خواهى كه مثل ثواب شهداى كربلا راداشته باشى پس هرگاه كه مصيبت آن حضرت راياد كنى بگو: يالَيْتَني كُنْتُ مَعَهُم فَاَفُوزَ فَوْزًا عَظيما؛ يعنى اى كاش من بودم با ايشان و رستگارى عظيمى مى يافتم .
اى پسرشبيب !اگر خواهى كه در درجات عاليات بهشت با ما باشى پس ‍ براى اندوه ما، اندوهناك باش ، وبراى شادى ما، شاد باش وبر تو باد به ولايت و محبّت ما كه اگر مَردى سنگى دوست دارد حقّتعالى اورا در قيامت باآن محشور مى گرداند.)
ابن قولويه به سند معتبر روايت كرده از ابى هارون مكفوف (يعنى نابينا)،كه گفت : به خدمت حضرت صادق عليه السّلام مشرّف شدم آن حضرت فرمود كه مرثيه بخوان براى من ، پس شروع كردم به خواندن ، فرمود: نه اين طريق بلكه چنان بخوان كه نزد خودتان متعارف است ونزد قبر حسين عليه السّلام مى خوانيد پس من خواندم :
اُمْرُرْ عَلى جَدَثِ الْحُسَيْنِ فَقُلْ لاَِعْظُمِه الزَّكِيَّة . - تتمّه اين شعر درآخر باب در ذكر مراثى خواهد آمد - حضرت گريست من ساكت شدم فرمود: بخوان ، من خواندم آن اشعار را تا تمام شد، حضرت فرمود: باز هم براى من مرثيه بخوان ، من شروع كردم به خواندن اين اشعار:
شعر : يا مَرْيَمُ قوُمى فَانْدُبى مَوْلاكِ
وَ عَلَى الْحُسَيْنِ فَاسْعَدي ببُكاكِ

پس حضرت بگريست و زنها هم گريستند وشيون نمودند. پس چون از گريه آرام گرفتند، حضرت فرمود: اى اباهارون ! هر كه مرثيه بخواند براى حسين عليه السّلام پس بگرياند ده نفر را، از براى او بهشت است پس ‍ يك يك كم كرد از ده تا، تاآنكه فرمود: هر كه مرثيه بخواند و بگرياند يك نفر را، بهشت از براى او لازم شود، پس فرمود:هر كه ياد كند جناب امام حسين عليه السّلام راپس گريه كند، بهشت اورا واجب شود.)
ونيز به سند معتبر از عبداللّه بن بُكَيْر روايت كرده است كه گفت : روزى از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدم كه يابن رسول اللّه ! اگر قبر حضرت امام حسين عليه السّلام رابشكافند آيادر قبر آن حضرت چيزى خواهند ديد؟ حضرت فرمود كه اى پسر بُكَيْر! چه بسيار عظيم است مسائل تو،به درستى كه حسين بن على عليهماالسّلام با پدر و مادر و برادر خود است در منزل رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم و با آن حضرت روزى مى خورند و شادى مى نمايند و گاهى بر جانب راست عرش آويخته است و مى گويد: پروردگارا! وفا كن به وعده خود كه با من كرده اى و نظر مى كند به زيارت كنندگان خود و ايشان را با نامهاى ايشان و نام پدران ايشان و مسكن و ماءواى ايشان و آنچه در منزلهاى خود دارند مى شناسد زياده از آنچه شما فرزندان خود را مى شناسيد و نظر مى كند به سوى آنها كه بر او مى گريند و طلب آمرزش از براى ايشان مى كند و از پدران خود سؤ ال مى نمايد كه از براى ايشان استغفار كنند و مى گويد: اى گريه كننده بر من ! اگر بدانى آنچه خدا براى تو مهيّا گردانيده است از ثوابها، هر آينه شادى تو زياد از اندوه تو خواهد بود، و از حّق تعالى سؤ ال مى كند كه هر گناه و خطا كه گريه كننده بر او كرده است بيامرزد.)
ايضاً به سند معتبر از (مِسْمَع كِرْدين ) روايت كرده است كه حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام به من فرمود كه اى مِسْمَع ! تو از اهل عراقى آيا به زيارت قبر امام حسين عليه السّلام مى روى ؟ گفتم : نه ، چه من مردى مى باشم معروف و مشهور از اهل بصره و نزد ما جماعتى هستند كه تابع خليفه اند و دشمنان بسيار داريم از اهل قبايل و ناصبيان و غير ايشان و ايمن نيستيم كه احوال مرا به والى بگويند و ازايشان ضررها به من رسد، حضرت فرمود كه آيا هرگز به خاطر مى آورى آنچه به آن حضرت كردند؟ گفتم : بلى . فرمود كه جزع مى كنى براى مصيبت آن حضرت ؟ گفتم : بلى ، به خدا قسم كه جزع مى كنم و مى گريم تا آنكه اهل خانه من اثر اندوه در من بيابند و امتناع مى كنم از خوردن طعام تا از حال من آثار مصيبت ظاهر مى شود. حضرت فرمود كه خدا رحم كند گريه ترا به درستى كه تو شمرده مى شوى از آنهائى كه جزع مى كنند از براى ما و شاد مى شوند براى شادى ما و اندوهناك مى شوند براى اندوه ما و خائف مى گردند براى خوف ما و ايمن مى گردند براى ايمنى ما و زود باشد كه بينى در وقت مرگ خود كه پدران من حاضر شوند نزد تو و سفارش كنند ملك موت را در باب تو و بشارتها دهند ترا كه ديده تو روشن گردد و شاد شوى و ملك موت بر تو مهربانتر باشد از مادر مهربان نسبت به فرزند خويش . پس حضرت گريست و من نيز گريستم تا آخر حديث كه چشم را روشن و دل را نورانى مى كند.
و نيز به سند معتبر از زُراره روايت كرده است كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود: اى زُراره ! به درستى كه آسمان گريست بر حسين عليه السّلام چهل صباح به سرخى و كسوف و كوه ها پاره شدند و از هم پاشيدند و درياها به جوش و خروش آمدند و ملائكه چهل روز بر آن حضرت گريستند و زنى از زنان بنى هاشم خضاب نكرد و روغن بر خود نماليد و سرمه نكشيد و موى خود را شانه نكرد تا آنكه سر عبيداللّه بن زياد را براى ما آوردند و پيوسته ما در گريه ايم از براى آن حضرت و جدّم على بن الحسين عليهماالسّلام ، چون پدر بزرگوار خود را ياد مى كرد آن قدر مى گريست كه ريش مباركش از آب ديده اش تر مى شد و هر كه آن حضرت را بر آن حال مى ديد از گريه او مى گريست ، و ملائكه اى كه نزد قبر آن امام شهيدند گريه براى او مى كنند و به گريه ايشان مرغان هوا و هر كه در هوا و آسمان است از ملائكه ، گريان شوند.)
و نيز ابن قولويه به سند معتبر از داود رقّى روايت كرده است كه گفت : روزى در خدمت حضرت صادق عليه السّلام بودم كه آب طلبيد چون بياشاميد آب از ديده هاى مباركش فرو ريخت و فرمود: اى داود! خدا لعنت كند قاتل حسين عليه السّلام را، پس فرمود: هر بنده اى كه آب بياشامد و ياد كند آن حضرت را و لعنت كند بر قاتل او، البته حقّ تعالى صد هزار حسنه براى او بنويسد و صد هزار گناه از او رفع كند و صد هزار درجه براى او بلند كند و چنان باشد كه صد هزار بنده آزاد كرده باشد و در روز قيامت با دل خنك و شاد و خرّم مبعوث گردد.)
شيخ طوسى 1 به سند معتبر روايت كرده است كه معاوية بن وهب گفت : روزى در خدمت امام جعفر صادق عليه السّلام نشسته بوديم كه ناگاه پيرمردى منحنى به مجلس در آمد و سلام كرد حضرت فرمود: و عليك السّلام و رحمة اللّه ، اى شيخ ! بيا نزديك من . پس آن مرد پير به نزديك آن حضرت رفت و دست مبارك امام را بوسيد و گريست . حضرت فرمود: سبب گريه تو چيست اى شيخ ؟ عرض كرد: يا بن رسول اللّه ! من صد سال است آرزومندم كه شما خروج كنيد و شيعيان را از دست مخالفان نجات دهيد و پيوسته مى گويم كه در اين سال خواهد شد و در اين ماه و اين روز خواهد شد و نمى بينم آن حالت را در شما، پس چگونه گريه نكنم .
پس حضرت به سخن آن پيرمرد گريان شد فرمود: اى شيخ ! اگر اجل تو تاءخير افتد و ما خروج كنيم با ما خواهى بود و اگر پيشتر از دنيا مفارقت كنى ، در روز قيامت با اهل بيت حضرت رسالت صلى اللّه عليه و آله و سلّم خواهى بود؛ آن مرد گفت : بعد از آنكه اين را از جناب شما شنيدم هر چه از من فوت شود پروا نخواهم كرد.
حضرت فرمود كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود: كه در ميان شما دو چيز بزرگ مى گذارم كه تا متمسّك به آنها باشيد و گمراه نگرديد: كتاب خدا و عترت من اهل بيت من ، چون در روز قيامت بيائى با ما خواهى بود؛ پس ‍ فرمود: اى شيخ ! گمان نمى كنم از اهل كوفه باشى ؟ عرض كرد از اطراف كوفه ام ، فرمود كه آيا نزديكى به قبر جدّم حسين مظلوم عليه السّلام ؟ گفت : بلى ، فرمود: چگونه است رفتن تو به زيارت آن حضرت ؟ گفت : مى روم و بسيار مى روم : فرمود كه اى شيخ ! اين خونى است كه خداوند عالم طلب اين خون خواهد كرد و مصيبتى به فرزندان فاطمه عليهاالسّلام نرسيده است و نخواهد رسيد مثل مصيبت حسين . به درستى كه آن حضرت شهيد شد با هفده نفر از اهل بيت خود كه براى دين خدا جهاد كردند و براى خدا صبر كردند پس خدا جزا داد ايشان را به بهترين جزاهاى صبر كنندگان .
چون قيامت بر پا شود حضرت رسالت صلى اللّه عليه و آله و سلّم بيايد و حضرت امام حسين عليه السّلام با او باشد و حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلّم دست خود را بر سر مبارك امام حسين عليه السّلام گذاشته باشد و خون از آن ريزد، پس گويد: پرودگارا! سئوال كن از امّت من كه به چه سبب كشتند پسر مرا! پس حضرت فرمود: هر جزع و گريه مكروه است مگر جزع و گريه كردن بر حضرت امام حسين عليه السّلام
فصل چهارم : در ذكر اخبارى كه در شهادت آن حضرت رسيده.)
شيخ جعفر بن قولويه روايت كرده است از سلمان كه گفت : نماند در آسمانها ملكى كه به خدمت حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلّم نيامد و تعزيت نگفت آن حضرت را در مصيبت فرزندش حسين عليه السّلام ، و همه خبر دادند آن حضرت را به ثوابى كه حقّ تعالى به شهادت او كرامت فرموده است و هر يك آوردند براى آن حضرت آن تربت را كه آن مظلوم را در آن تربت به جور و ستم شهيد خواهند كرد و هر يك كه مى آمدند حضرت مى فرمود كه خداوندا مخذول گردان هر كه او را يارى نكند و بكش هركه او را بكشد، و ذبح كن هر كه او را ذبح كند و ايشان را به مطلب خود نرسان .
راوى گفت : دعاى آن حضرت در حقّ ايشان مستجاب شد و يزيد بعد از كشتن آن جناب تمتّعى از دنيا نبرد حقّ تعالى به ناگاه او را گرفت . شب مست خوابيد صبح او رامرده يافتند مانند قير سياه شده بود.
وهيچ كس نماند از آنها كه متابعت او كردند در قتل آن حضرت يا درميان آن لشكر داخل بودند مگرآنكه مبتلا شدند به ديوانگى يا خوره يا پيسى واين مرضها درميان اولاد ايشان نيزبه ميراث بماند.)
و نيز از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه چون حضرت امام حسين عليه السّلام در كودكى به نزد حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلّم مى آمد،آن حضرت اميرالمؤ منين عليه السّلام رامى فرمود كه يا على ، اورابراى من نگاه دار پس اورا مى گرفت و زير گلوى او را مى بوسيد و مى گريست !روزى آن امام مظلوم گفت :اى پدر!چراگريه مى كنى ؟حضرت فرمود:اى فرزند گرامى !چون نگريم كه موضع شمشير دشمنان را مى بوسم حضرت امام حسين عليه السّلام گفت كه اى پدر! من كشته خواهم شد؟فرمود: بلى ، واللّه تو و برادرتو وپدر تو همه كشته خواهيد شد،امام حسين عليه السّلام گفت : پس قبرهاى مااز يكديگر دور خواهد بود؟حضرت فرمود:بلى اى فرزند، امام حسين عليه السّلام گفت :پس كه زيارت ماخواهد كرد از امّت تو؟ پس حضرت فرمود كه زيارت نمى كنند مرا وپدر ترا وبرادر ترا مگر صدّيقان از امّت من .)
ونيز ازحضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه فرمود: روزى حضرت امام حسين در دامن حضرت رسول عليه السّلام نشسته بود حضرت با اوبازى مى كرد واورا مى خندانيد پس عايشه گفت :يارسول اللّه !چه بسيار خوش دارى اين طفل را!حضرت فرمود كه واى برتو!چگونه دوست ندارم آن را وخوش نيايد مراازاو وحال آنكه اين فرزند ميوه دل من است ونورديده من است وبه درستى كه امّت من اورا خواهند كشت پس هركه بعدازشهادت او،او رازيارت كند حقّ تعالى براى اويك حجّ ازحجّهاى من بنويسد، عايشه تعجّب كرداز روى تعجّب گفت كه يك حجّازحجّهاى تو؟حضرت فرمود:بلكه دو حجّاز حجّهاى من باز او تعجّب كرد،حضرت فرمود: بلكه چهار حجّ وپيوسته او تعجّب مى كرد وحضرت زياده مى كرد و تاآنكه فرمود: نود حجّ از حجّهاى من كه با هر حجّى عمره بوده باشد.)
و شيخ مفيد و طبرسى و ابن قولويه و ابن بابويه (رضوان اللّه عليهم ) به سندهاى معتبره از اصبغ بن نباته و غيره روايت كرده اند كه روزى حضرت اميرالمؤ منين عليه السّلام بر منبر كوفه خطبه مى خواند و مى فرمود كه از من بپرسيد آنچه خواهيد پيش از آنكه مرا نيابيد، پس به خدا سوگند كه هر چه سؤ ال كنيد از خبرهاى گذشته و آينده البتّه به آن شما را خبر مى دهم ؛ پس سعد بن ابى وقاص برخاست و گفت : يا اميرالمؤ منين ! خبر ده مرا كه در سر و ريش من چند مو هست ؟ حضرت فرمود كه خليل من رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم خبر داد كه تو اين سؤ ال از من خواهى كرد و خبر داد او مرا كه چند مو در سر و ريش تو هست و خبر داد كه در بن هر موئى از تو شيطانى هست كه ترا گمراه مى كند و در خانه تو فرزندى هست كه فرزند من حسين را شهيد خواهد كرد، و اگر خبر دهم عدد موهاى ترا تصديق من نخواهى كرد وليكن به آن خبرى كه گفتم حقيقت گفتار من ظاهر خواهد شد و در آن وقت عمر بن سعد كودكى بود و تازه به رفتار آمده بود لعنة اللّه عليه (در روايت (ارشاد) و(احتجاج )اسم سعد برده نشده بلكه دارد مردى برخاست و اين سؤ ال را نمود و حضرت همان جواب را فرمود و در آخر فرمود اگر نه آن بود كه آنچه پرسيدى برهانش مشكل است به تو خبر مى دادم عدد موهاى ترا لكن نشانه آن همان بچه تو است الخ )
حميرى در (قُرب الا سناد) از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه حضرت اميرالمومينن عليه السّلام با دو كس از اصحاب خود به زمين كربلا رسيد چون داخل آن صحرا شد آب از ديده هاى مباركش ريخت فرمود كه اين محل خوابيدن شتران ايشان است و اين محل فرود آوردن بارهاى ايشان است و در اينجا ريخته مى شود خونهاى ايشان ، خوشا به حال تو اى تربت كه خونهاى دوستان خدا بر تو ريخته مى شود.(59)
شيخ مفيد روايت كرده است : عمر بن سعد به حضرت امام حسين عليه السّلام گفت كه نزد ما گروهى از بى خردان هستند كه گمان مى كنند من تو را خواهم كشت ، حضرت فرمود كه آنها بى خردان نيستند وليكن عُلما و دانايانند، امّا به اين شادم كه بعد از من گندم عراق نخواهى خود مگر اندك زمانى .(60)
و شيخ صدوق از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه امام حسين عليه السّلام روزى بر امام حسن عليه السّلام وارد شد چون چشم وى بر برادر افتاد گريست و فرمود: اى اباعبداللّه ! چه به گريه در آورد؟
گفت گريه من به جهت بلائى است كه به تو مى رسد، امام حسن عليه السّلام فرمود: آنچه به من مى رسد سمّى است كه به من مى دهند ولكن لايَوْمَ كَيَْومِك ؛ روزى چون روز تو نيست ! سى هزار نفر به سوى تو آيند همه مدّعى آن باشند كه از امّت جدّ تواَند و منتحل دين اسلامند و اجتماع بر قتل و ريختن خون وانتهاك حرمت و سبى نساء و ذَرارى و غارت مال و متاع تو مى كنند و در اين هنگام لعنت بر بنى اميّه فرود مى آيد و آسمان خون مى بارد و هر چيز بر تو مى گريد حتّى وحوش در بيابانها و ماهيها در درياها.)
مؤ لّف گويد: كه الحق اگر متاءمّل بصيرى ملاحظه كند مصيبتى اعظم از اين مصيبت نخواهد ديد كه از اوّل دنيا تا كنون بعد از مراجعه به تواريخ و سِيَر واقعه اى به اين بزرگى نديديم كه پيغبرزاده خودشان را با اصحاب و اهل بيت او يك روز بكشند و رحل و متاع او را غارت كنند و خِيام او را بسوزانند و سر او را و اصحاب و اولاد او را با عيال و اطفال شهر به شهر ببرند و يكسره پشت پاى به ملّت و دينى كه اظهار انتساب به او مى كنند بزنند و سلطنت و قوّت ايشان استناد به همان دين باشد نه دين ديگر و ملّت ديگر.

نوشته شده توسط غریق بحر معاصی در 15:11 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیستم آذر 1389

چند حکایت از الطاف عظیم امام حسین علیه السلام و داستان ادب مورچه در عاشورا


به نام خداو با سلام به شما
سلام بر حسین علیه السلام  و یاران باوفایش.سلام برطفل شیر خوارش که باب الحوائج  محبان است و سلام برآهوی پا برهنهءصحرای عطش مظلومهء مضروبه حضرت رقیه ، سه ساله ای که مفهوم انتظار را به همه منتظران عالم یاد داد!!! 

این حسین کیست که عالم همه دیوانهء اوست   این چه شمعی است که جانها همه پروانهء اوست

مولایمان چه کرده که در بندر خمیر اون سنی  عاشق  10 شب مجلس روضه میگیره و هرشب  به همه اهل مجلس که عده زیادی هستند شام میده . مولایمان چه کرده  که در کرمان یک زرتشتی همین کار سنی عاشق  را میکنه. در جاهای مختلف کشور هموطنان مسیحی و یهودی مجلس برای آقا و خصوصاً برادرشون حضرت ابالفضل میگیرند یا در مجالس روضه شرکت کرده گریه میکنند و حاجت میگیرند. اون اَرمنی با معرفت میگفت شما شیعه ها خیلی کفران نعمت و اسراف میکنید وقتی غذای امام حسین را میگیرد. ما یه ظرف غذا که توی محرم میگیریم توی فریزر میگذاریم  وهر موقع که خواستیم  غذا درست کنیم یک دونه از برنج های اون غذا را توی غذای خودمون میندازیم  تا غذامون برکت پیدا کنه!!!. 

این سطور را بخونید تا بفهمید چرا مولایمان اینقدر محبوب دلهاست:
یه سید حسین هست توی رشت از محبان و دلسوختگان اهل بیت، که دههء فاطمیه و دههء اول محرم روضه میگیره  میگفت در سیادت خود شک داشتم  تا اینکه امام حسین در خواب من را سید حسین خواند و مطمئن شدم که از سادات هستم اما جریان خوابم این بود که ما جلوی مجلس روضه یه پیرمردی را گذاشته بودیم که کفشهای مردم را جفت کنه تا مردم موقع بیرون اومدن معطل نشوند یه روز که اومدم دم در خونه دیدم اون پیرمرد نیست و جاش یه معرکه گیر که با دایره و نی  زدن یک میمون را به رقص در میاورد اونجا نشسته و با چوبی که سرش دوشاخه است  داره کفشها را جفت میکنه میمون را هم به تیر چراغ برق بسته من وقتی این صحنه را دیدم سریع به یه نفر گفتم برو زود این مرد را بگو بیاد توی روضه و بهش صبحانه و چایی بدید تا آبرومون نرفته فقط یه طوری هم بهش بگید که ناراحت نشه اونها هم همین کار را کردند و او هم صبحانه که خورد یکمی نشست روضه هم گوش کرد و دیدم که اشکی هم ریخت.  گذشت این قضیه تا اینکه او مرد و در خواب دیدم که در مکانی بسیار خوب و در رفاه و خوشی بسر می بره  بهش گفتم به تو نمیاد  اهل خیر و عبادت باشی که بهت این مقامات را بدهند از کجا به این مقام رسیدی؟؟ گفت همین طوره که میگی این لطف امام حسین است. در همین حین امام حسین  بمن گفتند سید حسین این مرد در مجلس من دودقیقه اون روز کفش ها را جفت کرد و به من حقی پیدا کرد من هم این طوری اون دو دقیقه خدمتش را براش جبران کردم. اللهُ اکبر از این جود وکرم آقا

 زن شیعه میگفت همسایه ما یه زن یهودی  بود  یه روز آومد در خونه و گفت یه مقدار ذغال آتیشی میخواهم بهم بدید گفتم ما مجلس روضه داریم الان سرم شلوغه خودت برو توی آشپزخونه بردار  اون  هم رفت و یه مقدار طول کشید تا ذغال برداشت و رفت بعد از چند وقت اون یهودی مرد  در خواب دیدم در جای بسیار خوبی است  تعجب کردم یک  یهودی چطور به این مقام رسیده؟ ازش این سوال را پرسیدم  گفت یادت هست  اون روز گفتی برو تویآشپزخونه  خودت ذغال بردار گفتم بله  گفت من رفتم زغل بردارم  یه فوت کردم به ذغال ها که روشون را خاکستر گرفته بود، یه کمی خاکستر به صورت پاشیده شد  و یک تکه ذغال برداشتم . بعد از مرگم به من گفتند بخاطر اینکه خاکسترهیزم های مجلس امام حسین با صورت تو برخورد کرده تو بخشیده شدی و این مکان را بهم دادند به برکت خاکسترهیزم های مجلس امام حسین.(بله هر کسی یا چیزی که یه طوری منسوب به امام حسین شده ارزشمند میشه حالا میخواهد مُحب و خادم  آقا باشه یا هیزم و تربت آقا باشه)

یکی از علما نقل میکرد  شخصی برایم تعریف کرده که یه شب  که از روضه اومدم خونه  خواب دیدم که امام حسین به برادرشون حضرت ابالفضل فرمود برادرم اسم همه خدام این مجلس روضه را یادداشت کردی حضرت فرمودند بله امام فرمودند :بده ببینم،  نگاه کردند و بعد گفتند نام این شخص را چرا ننوشتی فرمودند او که جزخدام نیست امام فرمودند  بله اما یک استکان را از جلوی پای اهل مجلس برداشت و کنار گذاشت  پس نام او راهم بنویس !!! توی خواب یادم اومد که توی اون مجلس خادمی استکان ها را جمع کرد ولی یه دونه از اونها را فراموش کرد برداره من هم همینطور که نشسته بودم اون را برداشتم و کنار خودم گذاشتم که یه وقت زیر پای کسی نره فهمیدم کوچکترین خدمت به امام حسین را آقا فراموش نمیکنند و جواب میدهند.

بگذریم سخنی در موردآداب روز عاشورا :
در روایات  آمده در روز عاشورا  به دنبال کسب و کار نروید،چیزی ذخیره نکنید  که این کار دشمنان اهل بیت است . اگر چیزی برای خانه مثل نان یاغذا احتیاج دارید تا قبل عاشورا تهیه کنید.
مرحوم مولوی رضوان الله تعالی علیه فرموده بودند: مورچه ها در روز نهم ویازدهم محرم غذا ذخیره میکنند اما در روزعاشورا هرگز غذایی به لانه نمیبرند و ذخیره نمیکنند  شما خودتون هم میتونید امتحان کنید همونطور که ما امتحان کردیم و دیدیم اگر شک داشتم نمی نوشتم.

و اما یک کلام نورانی از امام حسین علیه السلام  که به همه انسانهای به ظاهر دین دار خطاب  فرمود:
الناس عَبید الدنیا و الدّینُ لَعِقٌ علی اَلسِنَتِهم یَحَوطونََهُ ما دَرَّت  به مَعایشُهُم و فاذا مُحِّصُوا بِالبلاءِ قَلَّ الدیانون
اکثریت مردم  دلباخته وبندهء دنیا هستند و دین تنها بر زبان آنهاست تا وقتی که زندگی آنها در سایه دین رو به راه و مرتب باشد. ولی وقتی که با حوادث سخت روبه روشوند دین داران اندک هستند.
 درحقیقت حب دنیا همان چیزی  بود که سپاه عمر سعد را به جنگ با نماینده خدا بر روی زمین و قتل او فرستاد
حقیقتی است این حدیث  که:(( حب دنیا منشاء هر گناهی است)).اگر اهل تزکیه نفس نباشیم و با دعا و توسل و اسماءالله و قران حب دنیا و رذائل اخلاقی را از روح پاک نکنیم عاقبت شومی خواهیم داشت خدا در سوره شمس بعد از 11قسم میفرماید هرکه تزکیه نفس کرد رستگار میشود.خیلی ها یک عمر اهل دین و عبادت بودند اما در آخر کافر و بی دین شدند .یا فکر میکنند مومن و صالح هستند اما درواقع کافر و اهل نار هستند مثل بنی امیه که حتی پس از واقعه عاشورا این روز را عید میدانستند و احادیثی  در فضیلت روزه گرفتن در این روزجعل کردند و روز عاشورا روزه  میگرفتند و برای خانوادهشان غذا ذخیره میکردند در این روزه چون این روز را به سبب قتل حسین مبارک میدانستند اینان همان هائی بودند که فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله را با لب تشنه میان دو نهر آب برای رضای خدا کشتند!!! همان حسینی که پیامبر میفرمود حسین منی و انا من حسین .  آری وقتی پیام غدیر را که پیامبر دستور داده بود حاضران به غایبان و پدران به فرزندان برسانند را به فراموشی سپردند اینگونه خواهد شد.همانطور که همان کسانی که در غدیربه امیرالمومنین علیه السلام  جانشنی و خلافت او را تبریک گفتند بلافاصله بعد از رحلت پیامبر دستانش را بستند و کشان کشان به سوی اولین غاصب خلافت بردند همسرش حضرت زهراسلام الله علیها را کشتند برای اینکه به خلافت برسند و مردم دنیا دوست هم دست از پشتیبانی امام کشیدند و اما مجبور به صبر شدو خود فرمود: صبر کردم درحالیکه خار درچشم و استخوان در گلویم بود .و پس از آن کار شجرهء ملعونهء  مخالفان  جانشینان رسول خدا را بنیان گذاشتند که فقط در زمان  ظهورحضرت مهدی صلوات الله علیه آن درخت با همه ثمراتش  ریشه کن خواهد شد و امر خداوند را به ظهورخواهد رسید.پس تا آن روز دائم دردعا هایمان بگوئیم  اللهم عجل لولیک الفرج و خدا را به پریشانی حضرت زینب  سلام الله علیها قسم دهید که تعجیل در فرج مولایمان کند  این دستور امام زمان علیه السلام است!!!
+++++++++

عشق بازی کار هر شیاد نیست            این شکار دام هر صیاد نیست

     عاشقی را قابلیت لازم است           طالب حق را حقیقت لازم است

عشق از معشوق اول سر زند            تا بعاشق جلوه ی دیگر دهد

                تا بحدی که برد هستی از او           سرزند صد شورش و مستی از او  

       شاهد این مدعی خواهی اگر               بر حسین و حالت او کن نظر

  روز عاشورا در آن میدان عشق            کرد رو را جانب سلطان عشق

     بار الها این سرم این پیکرم          این علمدار رشید این اکبرم

            این سکینه این رقیه این رباب         این عروس دست و پا اندر خضاب

     این من و این ساربان این شمر دون           این تن عریان میان خاک و خون

    این من و این ذکر یارب یاربم               این من و این ناله های زینبم

    پس خطاب آمد زحق کی شاه عشق           ای حسین ای یکه تاز راه عشق

     گر تو بر من عاشقی ای محترم              پرده برکش من بتو عاشق ترم

    غم مخور که من خریدار توام               مشتری بر جنس بازار توام

    هر چه بودت داده ای در راه ما             مرحبا صد مرحبا خود هم بیا

        خود بیا که میکشم من ناز تو           عرش و فرشم جلمه پا انداز تو

         لیک خود تنها نیا در بزم یار         خود بیا و اصغرت را هم بیار

         خوش بود در بزم یاران بلبلی         خاصه در منقار او برگ گلی

      خود تو بلبل گل علی اصغرت              زودتر بشتاب سوی داورت

شاعر: ناصر الدین شاه

++++++++++
ابن طاوس وقایع روز 11 محرم را اینگونه  می نگارد  :قال ابن طاووس: لما كان اليوم الحادي عشر بعد قتل الحسين (ع) حمل ابن سعد معه نساء الحسين وبناته وأخواته فقال النسوة بحق الله ألا ما مررتم بنا على مصرع الحسين فمروا بهن على المصرع فلما نظر النسوة إلى القتلى فوالله لا أنسى زينب بنت علي وهي تندب الحسين وتنادي بصوت حزين وقلب كئيب:
.يا محمداه صلى عليك مليك السما هذا حسينك مرمل بالدما مقطع الأعضاء وبناتك سبايا إلى الله المشتكى والى محمد المصطفى والى علي المرتضى والى فاطمة الزهراء والى حمزة سيد الشهداء يا محمداه هذا حسين بالعرا تسفي عليه ريح الصبا قتيل أولاد البغايا وا حزناه وا كرباه عليك يا أبا عبد الله اليوم مات جدي رسول الله يا أصحاب محمد هؤلاء ذرية المصطفى يساقون سوق السبايا.
اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل الفرجهم و اهلک اعدائهم


بررسي سندوحكاياتي اززيارت عاشورا

آداب محرم به نقل از مرحوم ملكي تبريزي رحمةالله عليه

گريه بر امام حسين عليه السلام خرافت يا عبادت؟

(بيانات مرجع عاليقدر حضرت ايت الله بهجت حفظه الله تعالي)

نقشه 40 میلیون دلاری سازمان سيا براي شيعه ، مراجع تقليد و عزادران حسين عليه السلام

اینجا هم خیلی فایل های متنوع روضه از مداحان مختلف و مشهور داره

بیانات مهم ایة الله وحید خراسانی در آستانه ماه محرم + فایل صوتی

نوشته شده توسط غریق بحر معاصی در 14:49 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه سوم آذر 1389

از عهد الست تا عهد غدیر


به نام خدا و باسلام و عرض تبریک بزرگترین عید شیعه یعنی غدیر خم روزی که امیرالمومنین علی علیه السلام به دستور خداوند و بوسیله پیامبر صلی الله علیه و اله جانشین پیامبر و خلیفه بعد از او شد.

از عهد الست تا عهد غدیر

اشاره:


عید غدیر،بزرگ ترین عید پیروان اهل بیت(ع) و فرصت مناسبی برای یاد آوری پیمان مقدسی است که همه ما در برابر امامان معصوم(ع) و به ویژه امام عصر(ع) داریم؛ پیمان اطاعت و پیروی بی چون و چرا از آنان و آمادگی برای انجام رسالت بزرگی که در زمینه سازی ظهور بر عهده داریم. در این مقاله مروری داریم بر پیشینه عهد و پیمان بشر با اولیای الهی از ابتدای آفرینش تا عصر ظهور.

 

1.نخستین پیمان:

داستان آفرینش انسان و آغاز حیات او بر کره خاک با یک عهد و پیمان شکل می گیرد. عهد و پیمانی که بر پذیرش پروردگاری خداوند متعال و نفی و پرستش شیطان بسته شد و همه انسان ها بر وفای به آن هم داستان شدند.1

پیامبران الهی و جانشینان آن ها، این عهد و پیمان را در طول تاریخ، بارها به انسان ها یادآوری کردند تا آنان نسبت به عهدی که با خدای خود داشتند، دچار فراموشی نشوند.2 از سوی دیگر،برای این که مردم در وفای به پیمانی که بر عهده داشتند، دچار مشکل نشوند و در تشخیص راهی که به اطاعت و بندگی خدا و مخالفت با شیطان می انجامد ، گرفتار سر در گمی نگردند، به آنان گوشزد شد اطاعت خدا را اطاعت رسول اوست و هر کس بیشتر در طریق اطاعت رسول گام بردارد، در اطاعت خدا از دیگران پیشی گرفته است.3

 

2.استمرار پیمان:

با پایان یافتن عصر رسالت، نه تنها از بار عهد و پیمانی که آدم خاکی با خدای خود داشت، کاسته نشد، بلکه بسیار شدیدتر از دوران حیات پیامبر اعظم (ص) از او خواسته شد به عهد و پیمان خود وفا کند؛ زیرا او در وفاداری به این پیمان بازخواست خواهد شد.4

این بار عهد آدمی با خدای خود در صورتی دیگر متجلی شد و اطاعت امیرمومنان و امامان پس از او هم سنگ اطاعت خدا و رسول او گردید.5 و برای این که هیچ کس در شناسایی شخصی که پس از پیامبر اکرم(ص) باید با او عهد اطاعت بسته می شد، به اشتباه نیفتد، دراجتماعی عظیم از مسلمانان، نوشیدن عهد آدمی به آگاهی همگان رسید و اعلام شد هر کس پیمان ولایت نبی خاتم(ص) را پذیرفته است، از این پس باید به پیمان ولایت امیر مؤمنان علی(ع) گردن نهد.6 ازهمین رو بود که این روز را روز «عهد معهود» نامیدند.7
با توجه به همین اهمیت وفا به عهد و پیمان و تأثیر آن در ظهور امام عصر(ع) بوده است که از ما خواسته اند هر بامداد، عهد و پیمان اطاعتی را که نسبت به امام خود بر دوش داریم، به یاد آوریم و آن را تجدید کنیم: «بار خدایا! من در بامداد این روز و تمام دوران زندگانی ام، عهد، عقد و بیعتی را که نسبت به او (امام مهدی (ع) ) بر گردن دارم، تجدید می کنم که هرگز از آن بر نگردم و بر آن پایدار بمانم»

3.شکسته شدن پیمان:
عید غدیر خم

انسان ها مأمور شدند پس از رحلت نبی خاتم(ص)، با وصی او تجدید عهد کنند و دست در دست او بگذارند تا به فرموده حضرت زهرا(س)، آن ها را به راحتی و ملایمت به راه هدایت و رستگاری رهنمون شود،8 چنین نشد و بد عهدی و عهد شکنی از همان نخستین روزهای عروج رسول خدا(ص) آغاز شد. بدین ترتیب، پیمانی که جماعت مسلمانان در روز غدیر بر طاعت ولی خدا بسته بودند، به راحتی شکست و جز جمع اندکی، همه امت اسلامی از اطراف امام و حجت عصر پرآکنده شدند.9

از آن پس، اگر چه در دوره هایی از دوران 250 ساله امامت شیعه، شاهد روی آوردن مردم به ائمه معصومین (ع) و مرجعیت علمی آن ها هستیم، ولی هیچ گاه عهدی که مردم در برابر امامان خود داشتند، به تمامی، پاس داشته نشد و این سخن امامان معصوم (ع) که فرموده بودند: «مردم تنها به سه چیز تکلیف شده اند: شناخت امامان، تسلیم شدن به ایشان درآن چه بر آن ها وارد می شود و رجوع به آن ها در آن چه درآن اختلاف دارند»،10 هیچ گاه محقق نشد و سرانجام بد عهدی ها و عهدشکنی های امت اسلام به مقتول و مسموم شدن یازده امام و غیبت آخرین امام انجامید. بدین ترتیب، جامعه اسلامی از برکات حضور امام معصوم (ع) در میان خود محروم گشت. این همان اتفاقی بود که پیش از این درکلام امام محمد باقر (ع) پیش بینی شده بود: «هنگامی که خداوند تبارک و تعالی، از آفریدگانش خشمگین شود، ما [اهل بیت] را از مجاورت با آن ها دور می سازد».11

 

ضرورت تجدید پیمان:

آری، غیبت امام از جامعه به دراز کشیدن آن، نتیجه بدعهدی و پیمان شکنی مردم نسبت به حجت های الهی و جانشینان به حق رسول خدا(ص) است. تا زمانی که مردم چنان که باید و شاید، به پیمانی که در برابر امامان معصوم(ع) برعهده دارند، وفا نکنند و با همه وجود، آماده پذیرش اوامر و نواهی آن ها نشوند، ظهور محقق نخواهد شد، چنان که امام عصر(ع) فرمود: «اگر شیطان ما، که خداوند توفیق طاعتشان دهد،در راه ایفای پیمانی که بر دوش دارند، همدل می شدند، میمنت دیدار ما از ایشان به تأخیرنمی افتاد و سعادت دیدار ما زودتر نصیب آنان می گشت؛ دیداری بر مبنای شناخت راستین و صداقتی از آن ها نسبت به ما».12

با توجه به همین اهمیت وفا به عهد و پیمان و تأثیر آن در ظهور امام عصر(ع) بوده است که از ما خواسته اند هر بامداد، عهد و پیمان اطاعتی را که نسبت به امام خود بر دوش داریم، به یاد آوریم و آن را تجدید کنیم: «بار خدایا! من در بامداد این روز و تمام دوران زندگانی ام، عهد، عقد و بیعتی را که نسبت به او (امام مهدی (ع) ) بر گردن دارم، تجدید می کنم که هرگز از آن بر نگردم و بر آن پایدار بمانم».13

 

تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان

پی نوشت ها:

1.ر.ک:سوره یس (36)، آیه 60و61 و سوره اعراف(7)، آیه172.

2.ر.ک:سوره نمل (16)، آیه 36 و سوره انبیا(21)،آیه 25.

3.ر.ک:سوره نساء (4)، آیه 80 و سوره حشر (59)، آیه7.

4.ر.ک:سوره اسراء (17)، آیه 3 و محمدباقر مجلسی،بحارالأنوار، ج24،ص187، ح1.

5.ر.ک:سوره مریم (19)، آیه 87 و بحارالأنوار، ج24، ص323، ح58.

6.فضل بن حسن طبرسی، الإحتجاج، ج 1، صص 146 و 160.

7.ر.ک: بحارالأنوار، ج37، ص 164، ح 40.

8.ر.ک: همان، ج43، ص158؛ و سید جعفر شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا(س)، ص 151.

9.ر.ک:بحارالأنوار، ج 28، ص 259، ح42.

10.حدیث از امام باقر(ع)، الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، ج 1،ص 390، ح 1.

11.ر.ک: همان، ص343، ح31.

12.بحارالأنوار، ج53، ص177.

13.همان، ج 99، ص111.

منبع:نشریه موعود،شماره 106

نویسنده:خلیل منتظرقائم


اعمال عید غدیر و شرافت این روز+دانلود کتاب دراثبات حقانیت امیرالمومنین صلوات الله علیه و پاسخ به شبهات

عاقبت به خیری در دقیقه نود
نوشته شده توسط غریق بحر معاصی در 19:30 |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر